با توجه به چند بعدی بودن فرایند عوامل وقوع جرم، به خصوص جرائم علیه مأمورین دولتی به لحاظ اینکه جرائمی خاص از جهت شرایطی که بزهدیده این جرم دارد، قابل تحلیل وبررسی است. در این پژوهش جرائم علیه مأمورین دولتی از منظر فقه و حقوق ایران و افغانستان بررسی و عناصر مادی، معنوی و قانونی آنها مورد تحلیل قرار گرفته است. جرائم علیه مأمورین دولتی در یک تعریف کلی عبارت است از: «هرگونه گفتار، رفتار و اعمالی که مانع تطبیق عدالت گردد» و در قالبهای توهین، فحاشی، افترا، بهکار رفتن زور، تهدید و ارعاب، تمرد و عمل انتقامجویانه و ضرب و جرح عینیت پیدا میکند. عامل اصلی وقوع این جرم در تعامل اجتماعی، قانونگریزی است که خود دارای عوامل مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. عوامل فردی، روانی، اجتماعی و محیطی مهمترین عواملی هستند که ریشه تمام آنها هوای نفس بوده و در قدم نخست قانونگریزی و سپس، وقوع خشونت و جرائم علیه مأمورین دولتی را به دنبال دارد. از اینرو، رفع بخشی از مشکلات مرتبط با عوامل مذکور تا حد زیادی میتواند وقوع تعدی علیه مأمورین دولتی را کاهش دهد. رسیدگی به مصداقهای جرائم علیه مأمورین دولت که در آن، مرتکب و مجنیعلیه نظامی بوده و موضوع جرم در ارتباط با خدمت نظامی است، در صلاحیت محاکم نظامی قرار میگیرد؛ اما رسیدگی به سایر مصادیق جرائم مذکور در صلاحیت محاکم عمومی است.